به نام خداجون همیشه مهربونم
دوستان عزیزم سلام وای نمیدونید چقدر دلم برای همه همتون تنگ شده
بود اونقده دلم میخواست بیام اینجا وبنویسم که نگو اما امان از این امتحان
رزیدنتی ....آخ گفتم امتحان...راستی به نظر شما چطور بود ؟؟من که راضی
بودم نمره ام هم با توجه به میزان درس خوندنم (که هم شیفتهای بسیار
سنگین و لانگ داشتم و هم درس میخوندم)خوب شد یعنی به قول
همسری جونم (که نمره اش خوب شده اما نه عالی اونجور که میخواست
آخه همسری فقط چشم میخواد کلا عاشق این رشته است!!!)آره داشتم
میگفتم به قول همسری نمره من باعث افتخارشه که البته لطف داره چون
نمره خودش فوق العاده از من بهترشده اما اگه ازخود تعریف کردن نباشه که
قطعا نیست با وجودی که نمره ام اونطور عالی هم نشد ولی خیلی خیلی
روحیه ام واعتماد به نفسم رو عالی کرد چونکه کشیکهای به شدت سنگین
شب را ۳-۴روز در هفته دادن با کار خونه ودرس خوندن سخته اما کلا
جنگیدن تو شرایط سخت لذت بخشه این رو هر کی ندونه قشرتحصیلکرده
خوب میفهمن به ویژه پزشکان محترم که این حس رو با تمام وجود لمس
کردن منظورم جنگیدن برای پیشرفت در هزار جبهه وبا چنگ و دندونه!!!!به هر
حال...من دوباره شروع کردم ...خیلی شادو سر حالم...تصمیم داریم (من و
همسری)امسال دیگه کارنکنیم و به قول یکی از استادامون در قناعت
روزگار بگذرانیم (مثل همیشه البته!!!)و خلاصه اینکه:
دست از طلب ندارم تا
کام من برآید
یاتن رسد به جانان
(منظور امتحان رزیدنتیه!!!!))
یا جان زتن برآید!!!!
قربان همه شما
امیدوارم موفق و شاداب و سرزنده باشید و مهمتر از همه هدفتون رو به خاطر یه سال دیر وزود شدن فراموش نکنید!!!
یا حق