تبليغاتX
ریرا و رزیدنتی
زندگی , پزشکی,امتحان....

برای همه دوستانی که تصمیم برای شروع کردن دارن اما دودلن یا میترسن

 یا .....

دانه اولي گفت : " من ميخواهم رشد کنم ! من ميخواهم ريشه هايم را

هرچه عميق تر در دل خاک فرو کنم و شاخه هايم را از ميان پوسته زمين

بالاي سرم پخش کنم ... من ميخواهم شکوفه هاي لطيف خودم را همانند

بيرق هاي رنگين برافشانم و رسيدن بهار را نويد دهم ... من ميخواهم گرماي

 آفتاب را روي صورت و لطافت شبنم صبحگاهي را روي گلبرگ هايم احساس

 کنم " و بدين ترتيب دانه روئيد

.
دانه دومي گفت : " من مي ترسم . اگر من ريشه هايم را به دل خاک سياه

 فرو کنم ، نمي دانم که در آن تاريکي با چه چيزهايي روبرو خواهم شد . اگر

 از ميان خاک سفت بالاي سرم را نگاه کنم ، امکان دارد شاخه هاي لطيفم

آسيب ببينند ... چه خواهم کرد اگر شکوفه هايم باز شوند و ماري قصد

خوردن آن ها را کند ؟ تازه ، اگر قرار باشد شکوفه هايم به گل نشينند ،

 احتمال دارد بچه کوچکي مرا از ريشه بيرون بکشد . نه ، همان بهتر که

 منتظر بمانم تا فرصت بهتري نصيبم شود . و بدين ترتيب دانه منتظر ماند .


مرغ خانگي که براي يافتن غذا مشغول کندوکاو زمين در اوائل بهار بود دانه را

 ديد و در يک چشم برهم زدن قورتش داد

 

موفق باشید ومصمم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 1:18 قبل از ظهر  توسط ایندیریا رهرو  | 

 

سال نو مبارک دوستان عزیزم سلام سال جدید بر همه شما مبارک

امید وارم سال جدید برای همه شما عزیزان سالی مملو از شادمانی و موفقیت و از همه مهم تر

سرشار از سلامتی باشد به ویژه برای دوستانی که در طول سال گذشته همیشه برای نظراتشون

و طرز تفکر وشیوه نگارش وبلاگشون احترام خاصی قائل بوده و هستم عزیزانی که تعدادشون زیاده

و من فقط قادرم برای همه شون آرزوی نهایت موفقیت رابکنم ونام چند نفری رو ببرم دوستانی

مثل دکترگل پسرمحترم...دکتر دریای عزیزم....دکتر دوست داشتنی ام خانم دکتر جراح مریم

عزیزم.....دکتر پرتقالی ...جناب فلانی بی نظیرم.....و خیلی دوستان خوب و محترمم...

قربان همه شما و التماس دعای فراوان

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 1:12 قبل از ظهر  توسط ایندیریا رهرو  |