تبليغاتX
ریرا و رزیدنتی
زندگی , پزشکی,امتحان....

باید دوباره ضامن آهوی دل شوید

 

آقا گلایه دارم از این "من " که با من است      این "من " که با من است ومرا سخت دشمن است

 

این "من" که با من است و ندارد خبر زعشق      در قاب سینه اش دلی از جنس آهن است

 

این "من" که فصل سبز شما را نخوانده است               اما در آرزوی "شما"را سرودن است

 

خیلی بد است اینکه نشستم کنارتان                  اما سکوت بر لب من سایه افکن است

 

آقا گلایه.... من مثلاشاعرم ولی        کو طعم شعر ...روی لبم "تن تتن تن "است

 

پر واضح است این غزلی عاشقانه نیست              این واژه ها تکلم یک روح الکن است

 

باید دوباره ضامن آهوی دل شوید                   منظور من برای شما خوب روشن است

 

شاعر نمی شوم به خدا یک غزل مگر     عارف شوم به نور شما این مبرهن است

رضا اسماعیلی

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم اسفند 1387ساعت 2:35 قبل از ظهر  توسط ایندیریا رهرو  |