بازهم آمدم و باز با ري را
و البته بعد از۴ سال
و در اين همه ماه و هفته و روز :
نه من سراغ شعر رفته ام
نه شعر ازمن ساده سراغي كرفته است
تنها درتو به حيرت مي نكرم ري را
كه اينهمه سال رفته ام و حالا كه آمده ام نمي دانم از كجا شروع بايد كرد
اما آمده ام تا
فردا را به فال نيك بكيرم
دارد همين لحظه يك فوج كبوتر سفيد از فراز.......
اصلا ولش كن
مهم اين است كه همه جا با تو بوده ام ريرا
ريرا
ريرا
سكوت نوش كريه هاي تلخ من
اما حالا هم كه آمدم
حرف ما بسيار و وقت ما اندك و
.....................
منتطر نظرات مهربانانه تان هستم ![]()
![]()